X
تبلیغات
رایتل

خرید و فروش جان در حریم هوایی کشور

«هواپیمای ولادمیر پوتین هم ایلوشین است» این یکی از آخرین پاسخ های رییس کارگروه سوانح هوایی اخیر است در واکنش به مرگ 188 نفر در حریم هوایی کشور. کارگروهی که پس از چند هفته بررسی برای کشف علت مرگ شهروندان ایرانی، به این نتیجه رسید که «هواپیماهای روسی تنها ظاهرشان زمخت است». فارغ از آنکه هواپیمای توپولوف 154 شرکت کاسپین که ماموران هلال احمر را برای پیدا کردن تکه های سوخته آن، نزدیک به یک هفته راهی بیابان های قزوین کرد، تنها 8 ماه تا روانه شدن به گورستان هواپیماها فاصله داشت. کارگروه سوانح هوایی اخیر با چشم پوشی از کهولت عمر ناوگان هواپیمایی کشور و تخطی از برنامه چهارم توسعه، مرگ 188 نفر را نیز در گیر و داد «بررسی های کارشناسی برای پیدا کردن علت سقوط» نادیده گرفت تا «جان» ارزان ترین کالایی باشد که در این معادلات خرید و فروش شود. به نظر می رسد این بار نیز مسئولان سازمان هواپیمایی و وزارت راه با پاک کردن صورت مساله، یعنی استفاده از هواپیماهای غیراستاندارد، به دنبال کشف علت این حوادث هستند. اما جای این سوال باقی است که مشخص شدن علت این سوانح، چقدر در جلوگیری از بروز سوانح بعدی موثر است؟ به عبارتی چرا جان انسان به عنوان بالاترین کالای اقتصادی، برای حفظ منافع ضعیف اقتصادی معامله می‌شود؟

شاید در این میان آنچه بیش از سانحه هوایی و کشته شدن شهروندان اذهان عمومی را آزار می دهد، اتکا به نفس مدیران هواپیمایی کشور باشد. مدیرانی که آرشیو پیام های تسلیت آن ها به دلیل سقوط هواپیما یا سوانح هوایی آزار دهنده شده است. به راستی چرا پس از یک هزار و530 سانحه هوایی در تاریخ هواپیماهای کشور، یکی از مدیران به جای پیام تسلیت، متن استعفای خود را روی خبرگزاری ها قرار نداده است؟

*هواپیماهای روسی پای ثابت سوانح هوایی

در حال حاضر20 فروند از هواپیماهای نوع توپولوف در خطوط هوایی ایران در حال پرواز هستند که بر اساس آمار، بیشترین سقوط هواپیمایی تا سال 2007 نیز برای این نوع هواپیماها رخ داده است. این در حالی است که براساس برنامه چهارم توسعه باید 60 فروند از هواپیماهای ناوگان هوایی باید با باند های فرودگاه های کشور خداحافظی کنند و  138 فروند هواپیمای جدید که حداکثر هشت سال از عمرشان گذشته باشد به ناوگان اضافه شود تا عمر ناوگان هوایی به 10 سال برسد. اما بر خلاف این چشم انداز، هواپیماهای توپولوف 154 و ایران 140 که تاکنون سوانح زیادی به مردم ایران تحمیل کرده ‌اند، همواره به عنوان یکی از گزینه‌های مطلوب مدیران تصمیم‌گیر در ایران برای فعالیت در خطوط هوایی کشور به شمار می‌آیند. هواپیماهایی که مورد تأیید سازمان بین‌المللی هواپیمایی(IKAO ) نیستند و کسانی که راهی غیر از خرید این نوع هواپیماها را برگزینند به زد و بند با شرکت‌های بوئینگ و ایرباس متهم می‌شوند؛ اگر چه این شرکت‌ها حاضر به فروش مستقیم هواپیما به ایران نیستند. هر چند مسئولان صنعت هوایی کشور سوء مدیریت و ناتوانی خود در تأمین هواپیماهای مطمئن را به دلایلی همچون تحریم نسبت می‌دهند، اما در برابر این پرسش جوابی ندارند که چگونه برخی خطوط هوایی غیردولتی در ایران در همین سال‌های تحریم موفق به خریداری هواپیماهای مدرن و سالم شده‌اند؟

واقعیت تلخی است که شرکت های هواپیمایی داخلی به دلیل کسری شدید بودجه و مشکلات مالی بسیار، نمی توانند استانداردهای هوایی را در بالاترین سطح خود رعایت کنند. از سوی دیگر وقتی این شرکت های هواپیمایی با فشار دولت، اجازه دریافت هزینه های واقعی هر صندلی پروازی را پیدا نمی کنند، مجبور هستند که از حداقل استانداردها و پرنده های کهنه استفاده کنند. در میان این کسری بودجه شدید و کوتاهی مدیران هوایی کشور، روسیه در چند سال اخیر تعداد زیادی از هواپیماهای کهنه و مستهلک توپولوف 154 را به شرکت های ایرانی فروخته و یا اجاره داده است. این سودجویی شرکت های روسی از فروش یا اجاره به طرف های ایرانی به جای بازنشسته کردن پرنده های قدیمی خودشان به سنتی تکراری و محبوب در کشور تبدیل شده است.

 

 

*معامله جان مسافران در بورس هوایی

«پرداخت 55 میلیون تومان دیه از سوی بیمه ایران» این تنها پاسخی بود که به خانواده های داغدار در سوانح هوایی اخیر داده شد. کارگروه بررسی علت سانحه هوایی هم ماه ها بررسی خود را در تهران، قزوین، مشهد و مسکو ادامه خواهد داد تا سانحه ای دیگر روی دهد و این کارگروه، سوژه جدید را برای بررسی چند ماهه خود پیدا کند. دیگر صدای مکرر تلفن همراه سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری که در طول این سال ها مدیریت بحران را فراگرفته است تا به شبکه های خبری داخلی و خارجی اطلاع رسانی قطره ای کند، شنیده نخواهد شد تا سانحه ای دیگر رخ دهد. آمار کشته شدگان سوانح هوایی اخیر هم نشان دهنده آن است که بررسی ها و تحقیق و تقحص ها هیچ کدام کارساز نبوده است تا ایران بالاترین آمار مرگ و میر هوایی را به ثبت برساند و همچنان رکورد دار بحران در جهان باشد. 

طی هفت سال گذشته سه هزار و 496 نفر در جهان بر اثر سوانح هوایی در جهان کشته شده‌اند که 795 نفر از آن ها در سوانح هوایی ایران جان باخته‌اند؛ این بدین معنا است که حدود 23 درصد از کشته‌شدگان سوانح هوایی جهان در هفت سال گذشته مربوط به سوانح هوایی ایران است. براساس اطلاعات شبکه ایمنی هوانوردی کشور با احتساب 188 نفر سرنشین کشته شده در دو سانحه هوایی اخیر در قزوین و مشهد، تاکنون هزار و 630 نفر بر اثر سوانح هوایی در کشور جان خود را از دست داده اند.

با این حال، وزیر راه و ترابری که شبانه به سرکشی های رادیو و تلویزیونی از فرودگاه امام می پردازد، معتقد است که ما در ایران سقوط هواپیما نداریم و آنچه بوده یا ترکیدن لاستیک بوده یا آتش سوزی! حمید بهبهانی که از نیمه راه به جمع کابینه دولت نهم افزوده شد، معتقد است: «وضعیت ایمنی حمل و نقل هوایی کشور بسیار بالاست و بیش از 95 درصد ایمنی دارد، پنج درصد هم دست‌های ما فوق بشر در آن تاثیرگذار است.»

شاید در این میان آنچه بیش از سانحه هوایی و کشته شدن شهروندان اذهان عمومی را آزار می دهد، اتکا به نفس مدیران هواپیمایی کشور باشد. مدیرانی که آرشیو پیام های تسلیت آن ها به دلیل سقوط هواپیما یا سوانح هوایی آزار دهنده شده است. به راستی چرا پس از یک هزار و530 سانحه هوایی در تاریخ هواپیماهای کشور، یکی از مدیران به جای پیام تسلیت، متن استعفای خود را روی خبرگزاری ها قرار نداده است؟

 

*مدیریت ضعیف جان را بی ارزش کرده است

اگرچه سقوط هواپیما به عنوان یک حادثه پذیرفته شده در سراسر جهان وجود دارد و حادثه سقوط هواپیمای جدید فرانسوی در آب های اقیانوس اطلس یکی بارز ترین نمونه آن هاست که به شاهد مثال مدیران هوایی کشور برای رهایی از بار سنگین اتهام ها تبدیل شده است. اما نباید از یاد برد که دلیل اصلی سقوط هواپیماهای جدید غربی، اتفاقات نادر مانند حادثه ایرباس فرانسوی است که در برخورد با ابرهای باردار (BT) رخ داد که نمونه آن پیش از انقلاب نیز برای یکی از بویینگ های 747 ارتش ایران در اسپانیا اتفاق افتاده بود. در سوی مقابل حوادث هوایی در نمونه های مشابه ایرانی به دلیل استهلاک شدید پرنده های اجاره ای یا قدیمی است و به دلیل زنده نماندن خلبان و کادر پرواز، بهانه «اشتباه انسانی» به بهترین روش برای بستن چنین پرونده هایی تبدیل شده است. چه بسا  اگر شاهدان عینی، شعله ور شدن زبانه های آتش از هواپیمای توپولوف 154 شرکت کاسپین در مزارع اطراف قزوین را برای رسانه های گروهی بازگو نمی کردند، اشتباه کادر پروازی و غفلت خلبان بهترین گزینه پیش روی مدیران بود تا پرونده مرگ 168 نفر در آسمان ایران بسته شود.گرچه سازمان هواپیمایی کشوری در این باره هیچ اظهار نظر مصرحی نمی کند و همه چیز را به بررسی های دقیق کارشناسی موکول کرده ، اما شرکت هواپیمایی ارمنستان دلیل سقوط توپولوف 154 را آتش گرفتن موتور کناری این هواپیما اعلام کرده است.

به نظر می رسد مدیریت های غیرمتخصص بر صنعت هوایی کشورمان موجب شکل گیری خطوط هوایی متعدد بدون استانداردهای سخت گیرانه بوده است. همین دیدگاه منفعت طلب منجر به آن شده است که هواپیماهای فرسوده ای مانند توپولوف 154، بویینگ های قدیمی 707، 727 و 747 که سال ساخت آن ها بیش از 40 سال را نشان می دهد و بهره برداری از هواپیماهای اجاره ای ناتوانی مانند فوکر 100 و ایرباس های 300 که برخی آن ها بارها عیب یابی یا «اورهال» شده است، صنعت هوانوردی ایران را تبدیل به ارابه های مرگ کند. در این میان شاید سقوط یک هواپیمای توپولف و سانحه هوایی در فرودگاه هاشمی نژاد مشهد  به معنای کشته ‌شدن 188 نفر در چند لحظه بود، اما به نظر می‌رسد ارزش جان انسان‌ها برای مدیران صنعت هوایی ایران کمتر از آن است که با چند سانحه فکری برای آن بکنند.

 

*آمار قربانیان سوانح هوایی تاریخ ایران

نگاهی به آمار سوانح هوایی در ایران در طی ‪ ۲۶سال گذشته نشان می‌دهد که بیشترین هواپیماهای حادثه‌دیده در کشور از هواپیماهایی است که سالهاست در دیگر نقاط مختلف جهان مورد استفاده قرار نمی‌گیرند. سقوط هواپیمای مسافربری بوئینگ در مسیر مشهد تهران، نخستین سانحه هوایی در ایران بود که در سال 1359 روی داد که در این واقعه 128 نفرکشته شدند. پس از این حادثه تا کنون 17 سانحه هوایی مرگبار در کشور اتفاق افتاده است.

در آبان ماه 1365 نیز یک فروند هواپیمای ترابری هرکولس سی - 130 ارتش، زمانی که تلاش داشت در فرودگاه زاهدان فرود بیاید، با کوه برخورد کرد و همه 103 سرنشین آن کشته شدند. در خرداد 1367 ناو جنگی "وینسنس" آمریکا یک فروند ایرباس 300-  aمتعلق به هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران را بر فراز خلیج فارس سرنگون کرد. این سانحه مرگبارترین سانحه هوایی در ایران است که در آن تمام 290 مسافر این هواپیما کشته شدند. در بهمن ماه 1371 یک فروند هواپیمای استیجاری شرکت ایران ایرتور، بعد از برخورد با یک هواپیمای نظامی سوخو، سقوط کرد و همه 132 سرنشین آن کشته شدند.

درسال پس از آن یعنی اسفند 1372 یک فروند هواپیمای ترابری سی – 130 که زنان و کودکان ایرانی را برای سال جدید به ایران می‌آورد، در منطقه مورد اختلاف قره‌باغ در قفقاز سقوط کرد و 19 مسافر و ‪13 خدمه آن کشته شدند.

علاوه بر این، در مهرماه 1373 یک فروند هواپیمای فوکر اف -28 متعلق به خط هوایی آسمان که از اصفهان به تهران پرواز می‌کرد، سقوط کرد و همه 66 سرنشین آن کشته شدند. اسفند ماه 1375 نیز یک فروند هواپیمای نظامی ایران با حدود 80 سرنشین در منطقه‌ای کوهستانی در شمال شرقی ایران سقوط کرد و همه سرنشینان و خدمه آن کشته شدند.

در بهمن ماه 1378 یک فروند هواپیمای سی – 130 نیروی هوایی ایران هنگام برخاستن از فرودگاه مهرآباد تهران کنترل خود را از دست داد و به روی یک هواپیمای ایرباس خالی از سرنشین 300-  aایران ایر فرود آمد. دراین حادثه هر دو هواپیما از بین رفتند و همه 6 سرنشین آن نیز کشته شدند.

در اردیبهشت 1380 یک فروند هواپیمای روسی یاک -40 با 29 سرنشین از جمله "رحمان دادمان" وزیر ترابری ایران و معاونان وزیر، در شمال ایران سقوط کرد و همه سرنشینان آن کشته شدند.

در بهمن همین سال نیز یک فروند هواپیمای توپولو 154 ایران ایر تور نزدیک شهر خرم آباد سقوط کرد و همه 119 سرنشین آن کشته شدند.

در کنار این موارد در دی ماه 1382یک فروند هواپیمای آنتونوف 140 اوکراین در مرکز ایران روی کوه سقوط کرد و همه 46 سرنشسین آن کشته شدند.

بیشتر مسافران از مقامات ارشد هواپیمایی روسیه و اوکراین بودند که برای آزمایش پروازی نسخه ساخت ایران با این هواپیما به ایران سفر کرده بودند. علت سقوط این هواپیما نیز اشتباه خلبان اعلام شد.

بهمن ماه 1381 یک فروند هواپیمای نفر بر ایلیوشین ‪ در جنوب شرقی ایران سقوط کرد و همه 276 نفر اعضای سپاه پاسداران و خدمه هواپیما کشته شدند.

همچنین در بهمن 1382 یک فروند هواپیمای فوکر پنجاه متعلق به هواپیمایی کیش در زمان فرود در فرودگاه شارجه در امارات متحده عربی سقوط کرد و43 نفر از 45 مسافر و خدمه آن کشته شدند.

در فروردین 1384 هنگامی که هواپیمای بوئینگ هواپیمایی ساها قصد فرود در فرودگاه مهرآباد را داشت، به دلیل ریزش باند، دچار سانحه شد و یک کودک در این سانحه مفقود شد. در آذر ماه 1384 نیز یک فروند هواپیمای نظامی سی-130 به داخل منطقه‌ای مسکونی در جنوب تهران سقوط کرد و 97 سرنشین آن که بیشتر آنان از خبرنگاران و دست‌اندرکاران رسانه‌های خبری بودند، جان باختند.در دی ماه همین سال سقوط یک فروند فالکون در شمال غرب کشور که متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود، سبب کشته شدن 11 نفر از فرماندهان ارشد سپاه شد.

با سقوط هواپیمای کاسپین در قزوین و فرود نافرجام هواپیمای توپولوف 154 در فرودگاه هاشمی نژاد مشهد نیز آمار قربانیان سوانح هوایی ایران به رقم هزار و630 نفر رسید. این درحالی است که کشورهایی نظیر قطر، کویت، سوریه و عمان تاکنون هیچ کشته‌ای را در سوانح هوایی خود نداشته‌اند.

!! نوشته شده توسط محمد جواد رفیع پور | 20:02 | سه‌شنبه 20 مرداد‌ماه سال 1388 نظرات (1)