|
در این مطلب «صرف هزینههای بسیار» در طبخ این ساندویج را مغایر با «موازین اسلامی و ایرانی» عنوان شده است. نگارنده در بخش دیگری از مطلب خود آورده است: «ثبت رکورد و ساخت طولانیترین ساندویچ در فرهنگ متعالی ایرانی و اسلامی که فرهنگ اسراف ستیز و مخالف صرف هزینه های هنگفت بدون توجیه عقلانی است تنها نمونه برداری ناقصی از برنامههای ماهوارهای و تبلیغاتی غرب را به ذهن نزدیک میکند». علاوه بر این جای چند نکته در نگارش این مطلب خالی بود. با نگاهی کوتاه به سایت کلانشهر های جهان در میابیم که مدیریت شهری این کلانشهر ها حاضرند تا با صرف هزینه های میلیونی جشن های کوچکی را در سطح شهر ترتیب دهند و سهم کوچکی در شادی مردم داشته باشند. علاوه بر این مدیریت پیشین شهرداری تهران نیز در هنگام پخت بزرگترین کیک طبقاتی با هجمه مردم روبرو شد و توفیقی در ثبت آن به دست نیاورد. آیا برنامه ریزی مدیریت شهری در بسط روحیه شادابی در میان شهروندان مغایر با ساماندهی کارتون خواب ها بوده است. در حالی که مراکز نگهداری کارتن خواب ها و گرمخانه ها در زمان مدیریت شهردار فعلی در بهترین وضع خود در طول حیات پایتخت قرار داشتند و در زمستان سال گذشته هیچ کارتن خوابی در سطح شهر مشاهده نمی شد. آیا اطعام طبقات فرودست در ماه مبارک رمضان در سطح وسیع و توزیع سبد های کالا در میان شهروندان از ابداعات دوره جدید مدیریت شهری نبوده است؟ آیا ... پ ن :این را هم داشته باشید محض خنده ای مجدد: بر اساس یک نظرسنجی انجام شده به وسیله مرکز پژوهشهای مجلس، محمود احمدینژاد در پایینترین سطح مقبولیت از نظر افکار عمومی قرار دارد.
*این هم گزارش من دربرنا که خیلی به مزاج دولت نهمی هاخوش نیامد و سریع برداشته شد: چرا وزیر آموزش و پرورش نمی تواند آفتابی شود وزیر آموزش و پرورش در یکی از سخنرانی های اخیر خود ابراز داشت که در شرایط موجود هرکسی که وزیر آموزش و پرورش باشد نمی تواند آفتابی شود. فشارهای سیاسی به دومین وزیر آموزش و پرورش دولت نهم، انباشت مشکلات استخدام معلمان حق التدریس، ارایه طرح تحول بنیادین و تغییرات در بدنه وزارتخانه، کسری بودجه هنگفت آموزش و پرورش و طرح مسئله استیضاح دهمین وزیر آموزش و پرورش انقلاب اسلامی باعث می شود تا وزیر 49 ساله دولت نهم کماکان چون آفتاب پشت ابر به فعالیت خود ادامه دهد. در این شرایط باید دید چرا رییس سابق دانشگاه پیام نور با تجربیات علمی و مدیریتی قابل قبول در زمینه آموزشی وادار به بازگویی این مطلب شده است.گزارش برنا در این زمینه را در ادامه می خوانید: به نظر می رسد با اجرای طرح سامان دهی نیروی انسانی وزارت آموزش و پرورش که حتی برخی از فرهنگیان از آن به عنوان «طرح کوچک سازی آموزش و پرورش» یاد می کنند، دولت به یک کارفرمای بزرگ تبدیل خواهد شد که در طرف دیگر آن سطوح پایین تر مدیریت و معلمان قرار خواهند گرفت. در کشوری چون فرانسه و حتی در کشورهای جهان سوم ، سندیکا و اتحادیه های قوی و بانفوذ معلمی وجود دارد و البته آن ها قدرت چانه زنی و توان مذاکره بالا با مقامات مسئول را نیز دارند. اما آیا در شرایط موجود قوانین محکمی برای دفاع از حقوق معلمان در ایران وجود دارد؟ متن کامل این گزارش را می توانید در اینجا مطالعه کنید
«ساعت شنی هیچ خط قرمزی را نشکسته است.»... این امری است که بهرامیان و گروهش بارها و بارها بر آن تاکید کرده اند.بی شک می توان ساعت شنی را اثری جسورانه در به تصویر کشیدن دغدغه زنان ایرانی و جور پنهانی که طی سالیان متمادی به آنها وارد شده است ، معرفی کرد. ظلمی که از دوره قاجار در ایران پایه گذاری شد و تا امروز ، با گذشت زمان بنای آن استوار تر می شود. جالب است بدانید بسیاری از بازیگران این سریال انتخاب دوم و سوم محمد رضا شریفی نیا بوده اند که در غیاب انتخاب های اول و دوم ، به ایفای نقش پرداخته اند.برای مثال خود مهراوه شریفی نیا در نقش مهشید انتخاب سوم برای این نقش بوده است که انصافا با توجه به ویژگی های شخصیتی شریفی نیا، این نقش را جان دار از آب درآورده است. اما نکته قابل تامل حمایت بی چون و چرای ضرغامی از این سریال و درایت صدا و سیما در دخول به حوزه هایی است که پیش این ورود به آن منجر به صدور حکم الحاد را داشت. نشان دادن مسئله رحم اجاره ای، ترسیم ظلم و فشار زنان در جامعه مردسالار، تبیین نسبی مشکلات دختران فراری، معرفی مراکزی مثل هاجر برای مددیاری دخترانی که مورد آسیب اجتماعی قرار گرفته اند و بسیاری از آیتم های دیگر دست به دست یکدیگر می دهند تا اثر بهرامیان فارغ از قید و بند های کارگردانی و تصویرگری و تدوین ، به تریبون مشکلات اجتماعی تبدیل شود. از سوی دیگر پهنای داستان در کلیه طبقات داستان، از زن دوره گرد جاده ساده تا شخصیت اعیان نشین پدر ماهرخ کشیده شده است. اما این سریال هم همچون دیگر آثار اجتماعی از قیچی سانسور ارشاد بی نصیب نمانده است. بیشترین قسمت های سانسور شده فیلم مربوط به ارتباط پوریا پور سرخ با شخصیت های زن داستان است که عمدتا در پاساژ اتفاق می افتد.پلانهایی که به اعتقاد عوامل فیلم عدم سانسور آن هم مشکل خاصی را ایجاد نمی کرد.البته می توان این امر را وسواس بیش از حد ارشاد تلقی کرد ُ چرا که در صورت سانسور موشکافانه به روش ارشادی ها صدور مجوز پخش فیلم کاری بس بیهوده بوده است. شاید به همین دلیل است که پور سرخ تا بدین جای کار شخصیت ناپخته ای دارد که آنطور که باید و شاید به مخاطب معرفی نشده است. در هر صورت ساعت شنی علی رغم تمامی سنگ اندازی ها، کماکان در برنامه پخش شبکه یک قرار دارد و می توان آن را بابی برای دور شدن از فضای نود قسمتی های بی سر و ته و ورود به مسائل اجتماعی روز دانست. پ ن 1:خدای منان را صد هزار مرتبه شاکرم که دلقک بازی های سروش صحت هم تمام شد و دار و دسته اش را از چهارخانه جمع کرد و رفت تا حدالاقل دو ماهی تا شروع شامرطی گری های مهران مدیری برای عید نوروز نفس راحتی بکشیم.
|
About
مهر 1386 (5) آبان 1386 (2) دی 1386 (6) بهمن 1386 (4) اسفند 1386 (1) فروردین 1387 (6) اردیبهشت 1387 (4) خرداد 1387 (10) تیر 1387 (7) مرداد 1387 (5) شهریور 1387 (5) مهر 1387 (2) آبان 1387 (3) آذر 1387 (3) Authorsلوگوی وبلاگ
Links
دکتر نمک دوست
ملاقات خانواده پالیزدار با آیت الله خزعلی/ آیت الله خزعلی: پالیز |