X
تبلیغات
رایتل

مملکتی که صاحاب نداشت!

چقدر سخته وقتی از باب الجواد اذل دخول می گیری برای ورود به حرمش، با کسی که بعد از مدت ها به آرزوش رسیده تا کنار پنجره فولاد بشینه تا شاید رحم کنه خداوند به تضرعش.

چقدر زیباست حرم امام. ساعت 2 نصف شب، وقتی هیات های عزاداری هرکدوم گوشه ای از حرم عزاداری می کنند در سوگ مولاشون و نمی دونی با سوز کدومشون خودت رو خالی کنی.

چقدر وقیح بود برخورد خادم های حرم آقا وقتی جلوی ایوون طلا به من و همکارم انگ دختر و پسر فراری بودن زدند و چند ساعتی بازداشتمون کردند.

چقدر غریبه امام رضا که در فاصله 20 متری گنبد طلایی اش اتاق شکنجه درست کردند تا من رو به بد ترین شکل  باد ناسزا و کتک بگیرند خادم های لا مذهب حرمش.

چقدر بی غیرت بودند اون آدم هایی که مثل موش سرشون رو چسبونده بودند پشت شیشه انتظامات و کتک خوردن من رو بی  هیچ ابایی نظاره می کردند.

چقدر مغلول بودم اون زمانی که تنها و تنها و تنها به خاطر حال نامساعد همکارم باید چشم تو چشم اون خادم های پست فطرت نگاه می کردم و کتک می خوردم.

چقدر بی قانون است مملکت ما که سرگرد آگاهی بی هیچ تفهیم اتهامی باید 15 دقیقه من را در گوشه بازداشتگاه به بدترین وجه زیر  دست و پایش له کند.

چقدر دلم سوخت برای همکارم که دیگر اذن دخول نگرفت با من برای ورود به امن ترین نقطه کشور.تنها کفایت کرد به سلامی با دل شکسته و از راه دور.

!! نوشته شده توسط محمد جواد رفیع پور | 16:23 | جمعه 17 اسفند‌ماه سال 1386 نظرات (7)